Egg

یه استاد داشتم یادش به خیر، وسط برنامه نویسی خفن یهو برگشت گفت : بچه ها من نخودفرنگی خیلی دوست دارم،ولی خانمم زیاد تو غذا ها نمی ریزه! بعد همونطوری برگشت و ادامه ی برنامه رو نوشت ! 

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوماپا

هه...بیچاره...

Mimimal

حتما خواسته به یکی از دخترها بگه من میام خونه تون نخود فرنگی یادت نره

رها

آخی...

یوهو

:)) آخ اون کلاس دیدن داشت!

رها

کجاهی قسطن؟

نازلی

[نیشخند]آخی بیچاره عقده ای شده بود