ندارد   

سقف آرام فرود می آید و من راه گریزی ندارم و یا نمی یابم ، کسی نیز مرا نمی خواند به روزنی،به نوری،به دریچه ای.در فشاری که نه برون می تابد آنرا نه درون ، عاشقانه ها نیز پتک بر پایه های این سقف می کوبند ، می روند که خود را دریابند ، کماکان کم می شوم ، خمیده می شوم ، دور می شوم . . .

لینک نوشته
   زمین آبی   

بهترین هدیه امیده ، و قتی با اطمینان و آرامش همراه می شه ، بهترین حسیه که هر آدمی دوست داره همیشه همراهش باشه.

لینک نوشته
   می آیم   

روزهای سرد زمستون و سوز استوخون سوزش ، برف سفید و بابانوئلش ، خردیدهای عید خانواده ها برای همدیگه ، دیدن مامان بزرگ های مهربون ، نوشیدنی داغ وقتی دوستت مهمونت می کنه ، احساس خوب معذرت خواهی و ...... حس خوبی بهم میده.

لینک نوشته
   پیپ   

بوی نم پاییز 

                       و 

                                دلتنگی،سردرگمی،امید . . .           

لینک نوشته
   جام جهان نما   

این داستانها که از تهشون هم میشه خوند رو دوست دارم.

لینک نوشته
   Egg   

یه استاد داشتم یادش به خیر، وسط برنامه نویسی خفن یهو برگشت گفت : بچه ها من نخودفرنگی خیلی دوست دارم،ولی خانمم زیاد تو غذا ها نمی ریزه! بعد همونطوری برگشت و ادامه ی برنامه رو نوشت ! 

لینک نوشته
   امثال امسال 4   

از این ستون به اون ستون چقدر دیگه راه مونده ؟

لینک نوشته